دكتر محمد مهدي گرجيان

24

قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )

برخى از مستشرقين در بررسى عوامل انحطاط مسلمين ، از جمله به تعليمات ومحتويات دين اسلام نظر مى كنند به مسائلي همچون قضاء وقدر ، شفاعت ، تقيه ، انتظار فرج ، زهد ، رضا وتسليم ، صبر ، آخرت گرايى وپرهيز از دنياگرايى اشاره مى كنند واين را به عنوان تعليماتى كه انحطاط مسلمين از آنها ناشى شده است ، مطرح مى كنند . اينجا طبعا اين سؤال مطرح مى شود كه اگر اعتقاد به اين أمور از جمله اعتقاد به قضاء وقدر ، سبب ركود وانحطاط فرد ويا اجتماع مى شود ، پس چرا مسلمانان صدر اسلام اين طور نبوده اند ؟ آيا مى توان گفت آنها به اين امر عقيدة نداشته اند ؟ آيا مسألة قضاء وقدر ، جزء تعليمات أولية اسلام نبود وبعد در عالم اسلام وارد شد ؟ هم چنان كه بعضي از مورخين اروپائى گفته اند ؟ ويا اينكه حقيقتا اعتقاد به قضاء وقدر ، امرى است كه از متن اسلام سرچشمه مى گيرد ، اما اعتقاد آنها با اين أمور به گونه اى نبوده است كه باعث انحطاط وعقب ماندگى شود ؟ حقيقت اين است كه اعتقاد مسلمانان صدر اسلام به گونه اى نبوده است كه به عنوان يك نيرويى باز دارنده وارتجاعى قلمداد شود بلكه به كلى باعث رشد وتعالى وواقع بيني بيشتر آنها بوده است ؟ از آنچه گذشت روشن شد كه مسألة قضاء وقدر وجبر واختيار هم يك مسألة كلامي وفلسفي است وهم يك مسألة عملي واجتماعي وهم در رديف مسائل ومباحثى است كه مورد طعن وبد گويى مخالفين اسلام قرار گرفته است . از اين جهت طرح وبررسى اين بحث ، بسيار ضروري وجدى است وبايد نظريه صحيح را هم از ديدگاه آيات وروايات وهم از ديدگاه عقل ومنطق ، روشن كرد . * * *